لغت نامه دهخدا
فراز گردیدن. [ ف َ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) بسته شدن:
فراشو چو بینی در صلح باز
که ناگه در توبه گردد فراز.سعدی.رجوع به فراز شدن و فراشدن وفراز شود.
فراز گردیدن. [ ف َ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) بسته شدن:
فراشو چو بینی در صلح باز
که ناگه در توبه گردد فراز.سعدی.رجوع به فراز شدن و فراشدن وفراز شود.
۱ - بسته شدن ۲ - باز شدن ( اضداد ).