غرموت
لغت نامه دهخدا
غرموت. [ غ ُ ] ( از روسی، اِ ) غُرمود. غورمود. در اصطلاح گاریچیان غذا و خوراک اسبان: غرموت دادن.
فرهنگ معین
(غُ ) = غرمود. قرموت: غذا و خوراک اسب.
غرموت. [ غ ُ ] ( از روسی، اِ ) غُرمود. غورمود. در اصطلاح گاریچیان غذا و خوراک اسبان: غرموت دادن.
(غُ ) = غرمود. قرموت: غذا و خوراک اسب.