عملاء
مترادفها
مشتریان، مراجعان، نمایندگان
لغت نامه دهخدا
عملاء. [ ع ُ م َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ عَمیل. ( از المنجد ). رجوع به عمیل شود.
جمله سازی با عملاء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شرکت ما برای حفظ رضایت و وفاداری تمام عملاء خود، برنامههای حمایتی و تخفیفهای ویژهای را در طول سالهای اخیر به طور مستمر اجرا کرده است.
💡 مدیریت باید تلاش کند تا با بهبود کیفیت خدمات و پاسخگویی سریع به شکایات، اعتماد دوبارهی عملاء را به سازمان و برند خود بازگرداند.
💡 در دنیای تجارت مدرن، شناخت دقیق نیازهای مشتریان و رفتار عملاء، اولین قدم برای موفقیت در بازارهای رقابتی و گسترش سهم بازار شرکت محسوب میشود.