عرق افشاندن
مترادفها
عرق کردن، تعریق
لغت نامه دهخدا
عرق افشاندن. [ ع َ رَ اَ دَ ] ( مص مرکب ) مرادف عرق ریختن. ( آنندراج ). خوی ریختن:
عرق افشاندی از رخ آب شد دلهای مشتاقان
قیامت میشود چون انجم از افلاک می ریزد.میرزا صائب ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
مرادف عرق ریختن خوی ریختن
جمله سازی با عرق افشاندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ورزشکاران حرفهای پس از تمرینات بسیار سنگین و طاقتفرسا، معمولاً به شدت عرق افشاندن میکنند که نشاندهنده فعالیت شدید سیستم متابولیک بدن است.
💡 کار کردن در محیطهای گرم و پر از رطوبت باعث میشود که کارگران به سرعت عرق افشاندن کنند و نیاز به نوشیدن آب فراوان داشته باشند.
💡 عرق افشاندن یکی از مکانیسمهای اصلی بدن برای تنظیم دمای داخلی و خنک کردن پوست در هنگام انجام فعالیتهای بدنی سنگین است.