عالق
مترادفها
وابسته، متصل، معلق، گرفتار
متضادها
جدا، رها
لغت نامه دهخدا
عالق. [ ل ِ ] ( ع ص ) شتر «علقی »خوار. شتر عضاه خوار. ج، عوالق وعالقات. ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( مهذب الاسماء ).
فرهنگ فارسی
شتر علقی خوار جمع عوالق و عالقات
وابسته، متصل، معلق، گرفتار
جدا، رها
عالق. [ ل ِ ] ( ع ص ) شتر «علقی »خوار. شتر عضاه خوار. ج، عوالق وعالقات. ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( مهذب الاسماء ).
شتر علقی خوار جمع عوالق و عالقات