عائدات
مترادفها
درآمد، عایدی
متضادها
مخارج، هزینهها
لغت نامه دهخدا
عائدات. [ ءِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ عائدة. رجوع به عائدة شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع عایده در آمدها مداخل.
جمله سازی با عائدات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دولت برای بهبود وضعیت زیرساختهای آموزشی و بهداشت و درمان، بخش قابل توجهی از عائدات حاصل از مالیاتها را در بودجه سال آینده اختصاص داده است.
💡 تحلیل دقیق روند تغییرات در عائدات سالانه شرکتهای بزرگ صنعتی نشان میدهد که مدیریت صحیح منابع انسانی میتواند تأثیر مستقیمی بر سودآوری داشته باشد.
💡 برای رسیدن به رشد اقتصادی پایدار، کشورها باید راهکارهای جدیدی برای افزایش عائدات حاصل از صادرات غیرنفتی و تنوعبخشی به اقتصاد خود پیدا کنند.