لغت نامه دهخدا
صوافی. [ ص َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ صافیة، و آن ضیاع خاص سلطان است. ( الوزراء و الکتاب حاشیه ص 115 ). خالصه دولتی: و اقطعه مالاً من الصوافی. ( الوزراء و الکتاب ص 115 ). || صوافی ملوک؛ خالصه پادشاهان. املاک خالصه.
صوافی. [ ص َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ صافیة، و آن ضیاع خاص سلطان است. ( الوزراء و الکتاب حاشیه ص 115 ). خالصه دولتی: و اقطعه مالاً من الصوافی. ( الوزراء و الکتاب ص 115 ). || صوافی ملوک؛ خالصه پادشاهان. املاک خالصه.
( اسم ) جمع صافیه آن قسمت از غنایم که به پیغمبر و امام میرسید و از دیگر غنایم که میان غنایم غازیان تقسیم می شد ممتاز بود. ۲ - املاک خالصه.