شارندگی تصویر معنی شارندگی لغت نامه دهخدا شارندگی. [ رَ دَ / دِ ] ( حامص ) حالت و چگونگی شارنده. رجوع به شارنده و شاریدن شود. کلمات مرتبط شد کارندگی گزارش محتوای نامناسب