لغت نامه دهخدا
سپسایگی. [ س ِ پ َ ی َ / ی ِ ] ( حامص مرکب ) رجعت و بازگشت و حرکت قهقری. ( ناظم الاطباء ). این کلمه با فعل رفتن، برگشتن، برگردیدن، برگرداندن، بازگشتن آید: ارجاع؛ دست سپسایگی دراز کردن بگرفتن چیزی. اقعناس؛ سپسایگی بازگشتن. میاط؛ سپسایگی بازگشتن. تراجع؛ سپسایگی بازگشتن. اقعاء؛ سپسایگی برگردانیدن اسب را. قهقری؛ سپسایگی برگردیدن. طَرْمَسة؛ سپسایگی برگشتن. انصیاع؛ سپسایگی برگشتن. ( منتهی الارب ).