سپاس داشتن
مترادفها
سپاسگزاری، قدردانی، تشکر کردن
متضادها
ناسپاسی کردن، کفران کردن
لغت نامه دهخدا
سپاس داشتن. [ س ِ ت َ ] ( مص مرکب ) ممنون بودن. شکر داشتن. تشکر. شکر. شکران. ( منتهی الارب ):
ز کردار هر کس که دارم سپاس
بگویم به یزدان نیکی شناس.فردوسی.گفت سپاس دارم در وقت بازگشت ودر ساعت بیرون آمد. ( تاریخ بیهقی ). عبداﷲ گفت سپاس دارم. ( تاریخ بیهقی ).
بهر نیکیش دار سیصد سپاس
هم اندک دهش زو فراوان شناس.اسدی.ز تو تا بوم زنده دارم سپاس
که من با خرد یارم و حقشناس.اسدی.ای بارخدای کردگارم
من فضل ترا سپاس دارم.ناصرخسرو.گفتم سپاس دارم و گویم چو بنگرم
نیکو به چشم عقل خطیر اندر آسمان.سوزنی.گرم بر جان نهی رنجی بدل دارم سپاس ای دل
ورم بر دل نهی داغی بجان هم زین قیاس ای جان.سوزنی.ببندگی و غلامی گرت قبول کنند
سپاس دار که فضلی بود کبیر از دوست.سعدی.سعدی سپاس دار و جفا بین و دم مزن
کز دست نیکوان همه چیزی نکو بود.سعدی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - شکر نعمت کردن آزادی کردن. ۲ - منت داشتن قبول منت کردن: سپاس دارم.
جمله سازی با سپاس داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 انسانهای با اصالت همواره سعی میکنند با سپاس داشتن از نعمتهای الهی و مهربانیهای دیگران، آرامش درونی و رضایت خاطر بیشتری را تجربه کنند.
💡 آموزش دادن به کودکان برای سپاس داشتن از کوچکترین چیزها، پایهای بسیار مهم برای تربیت نسلهایی با اخلاق و قدرشناس در آینده خواهد بود.
💡 یکی از ویژگیهای برجسته شخصیتهای بزرگ تاریخ، همواره سپاس داشتن از تلاشهای بیمنت دیگران و پاسخ دادن به خوبیها با رفتارهای نیکو بوده است.