لغت نامه دهخدا
راست خوان. [ خوا / خا ] ( نف مرکب ) کسی که خود را راست و درست بخواند. آنکه خود را بدرستی و صداقت معرفی کند. کسی که دعوی راستی کند:
قوت جان است این ای راست خوان
تا چه باشد قوت آن جان جان.مولوی.رجوع به راست خوانی شود.
راست خوان. [ خوا / خا ] ( نف مرکب ) کسی که خود را راست و درست بخواند. آنکه خود را بدرستی و صداقت معرفی کند. کسی که دعوی راستی کند:
قوت جان است این ای راست خوان
تا چه باشد قوت آن جان جان.مولوی.رجوع به راست خوانی شود.
کسی که خود را راست و درست بخواند آنکه خود را به درستی و صداقت معرفی کند.