دائق
متضادها
درشت، ضخیم
لغت نامه دهخدا
دائق. [ ءِ ] ( ع ص ) گول، و منه: احمق دائق مائق؛ یعنی سخت گول. || متاع دائق مائق؛ متاع که قیمت ندارد جهت ارزانی یا ناروائی آن. ( منتهی الارب ).
درشت، ضخیم
دائق. [ ءِ ] ( ع ص ) گول، و منه: احمق دائق مائق؛ یعنی سخت گول. || متاع دائق مائق؛ متاع که قیمت ندارد جهت ارزانی یا ناروائی آن. ( منتهی الارب ).