لغت نامه دهخدا
خسیف. [ خ َ ] ( ع ص، اِ ) چاه بسیارآب در زمین سنگلاخ که آب آن منقطع نشود. ج، اخسفه، خُسُف. || ماده شتر بسیارشیر که در سرما شیرش زود منقطع شود. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ). ج، اخسفه، خُسُف. || ابر بسیارآب که از جانب چشمه برآید. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ). ج، اخسفه، خُسُف.