لغت نامه دهخدا
حفاث.[ ح ُف ْ فا ] ( ع اِ ) و در اقرب الموارد بتخفیف فاء، ماریست دمنده بی زهر. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ). ج، حفافیث، حفاثات. مار دمنده که نگزد. مار بی زهر. ماریست دمنده و بی زهر کلانتر از حفث. ( منتهی الارب ).
حفاث.[ ح ُف ْ فا ] ( ع اِ ) و در اقرب الموارد بتخفیف فاء، ماریست دمنده بی زهر. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ). ج، حفافیث، حفاثات. مار دمنده که نگزد. مار بی زهر. ماریست دمنده و بی زهر کلانتر از حفث. ( منتهی الارب ).