جمائع
مترادفها
گروهها، تودهها، جماعتها
متضادها
تک، فرد، اَفْراد
لغت نامه دهخدا
جمائع. [ ج َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ جمیعة. ( اقرب الموارد ). رجوع به جمیعه شود.
جمله سازی با جمائع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رهبران جهان باید برای جلوگیری از وقوع بحرانهای انسانی، با توجه به خواستههای مختلف جمائع مردم و گروههای مختلف اجتماعی اقدام کنند.
💡 در متون کلاسیک ادبی، توصیف جمائع مردم در میدانهای جنگ با دقت و جزئیات بسیار زیادی انجام شده است تا عظمت صحنه نمایان شود.
💡 سیاستمداران باید تلاش کنند تا از تضعیف پیوندهای اجتماعی میان جمائع مختلف جلوگیری کرده و به دنبال ایجاد وحدت و انسجام در جامعه باشند.