بورکند تصویر معنی بورکند لغت نامه دهخدا بورکند. [ ک َ ] ( اِ مرکب ) بوزکند. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به بوزکند شود. کلمات مرتبط بوجعده تورزی بوالاصفر گزارش محتوای نامناسب