لغت نامه دهخدا
برقاوات. [ ب َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ برقاء. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). خاکهای با سنگ و گل و ریگ درآمیخته. ( منتهی الارب ). رجوع به برقاء شود.
برقاوات. [ ب َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ برقاء. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). خاکهای با سنگ و گل و ریگ درآمیخته. ( منتهی الارب ). رجوع به برقاء شود.