ایعاب

لغت نامه دهخدا

ایعاب. ( ع مص ) ( از «وع ب » ) جمله شدن قوم، و یقال: اوعب بنوفلان جلاء؛ ای لم یبق ببلدهم احد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || همگی چیزی گرفتن. ( از منتهی الارب )( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || از بیخ برکندن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). ازبن برکندن. ( تاج المصادر بیهقی ). || جمله چیزی را در چیزی کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

جمله شدن قوم. یا همگی چیزی گرفتن

الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز