اهیف

مترادف‌ها

ضعیف‌تر، رنجورتر، نحیف‌تر

متضادها

قوی‌ترین، استوارترین

لغت نامه دهخدا

اهیف. [ اَهَْ ی َ ] ( ع ص ) مرد لاغرمیان. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). باریک میان. ( المصادر زوزنی ) ( مهذب الاسماء نسخه خطی ). ج، هیف. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( مهذب الاسماء ).

فرهنگ فارسی

(صفت ) باریک میان موی میان میان باریک کمر باریک.

کلمات مرتبط