لغت نامه دهخدا
انزباق. [ اِ زِ ] ( ع مص ) درآمدن در خانه. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). درآمدن. ( آنندراج ). درآمدن. داخل شدن ( در خانه ) و آن مقلوب انزقاب است. ( از اقرب الموارد ). یقال: انزبق فی البیت. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
انزباق. [ اِ زِ ] ( ع مص ) درآمدن در خانه. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). درآمدن. ( آنندراج ). درآمدن. داخل شدن ( در خانه ) و آن مقلوب انزقاب است. ( از اقرب الموارد ). یقال: انزبق فی البیت. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).