لغت نامه دهخدا
الاخون ولاخون. [ اَ وَ ] ( ص مرکب ) بی خانمان. بی سروسامان.
- الاخون ولاخون شدن؛ بی سروسامان شدن. بی خانمان شدن. رجوع به الاخون والاخون شود.
الاخون ولاخون. [ اَ وَ ] ( ص مرکب ) بی خانمان. بی سروسامان.
- الاخون ولاخون شدن؛ بی سروسامان شدن. بی خانمان شدن. رجوع به الاخون والاخون شود.