افرنجام

لغت نامه دهخدا

افرنجام. [ اِ رِ ] ( ع مص ) از بیرون سوخته گوریدن گوشت و بریان شدن آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با افرنجام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بررسی دقیق افرنجام یک بحران اقتصادی می‌تواند به سیاست‌گذاران کمک کند تا راهکارهای موثری برای جلوگیری از تکرار حوادث مشابه در آینده نزدیک پیدا کنند

💡 در ادبیات کلاسیک، نویسندگان اغلب به بررسی افرنجام جنگ‌ها و ویرانی‌هایی که بر زندگی مردم عادی وارد می‌شود، با زبانی بسیار تاثیرگذار و عمیق می‌پردازند

💡 مدیریت بحران در افرنجام سیلاب‌ها نیازمند هماهنگی بسیار بالا میان سازمان‌های امدادی و دولت است تا تلفات جانی و مالی به حداقل ممکن برسد

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران