لغت نامه دهخدا
اغلنباء. [ اِ ل ِ ] ( ع مص ) چیره گردیدن بر کسی و فروگرفتن او را: اغلنباه اغلنباءً؛ غلبه و علاه فهو مغلنب. ( از اقرب الموارد ). مغلنبی کمحرنجم للفاعل؛ چیره و غالب بر تو و فروگیرنده. ( منتهی الارب ).
اغلنباء. [ اِ ل ِ ] ( ع مص ) چیره گردیدن بر کسی و فروگرفتن او را: اغلنباه اغلنباءً؛ غلبه و علاه فهو مغلنب. ( از اقرب الموارد ). مغلنبی کمحرنجم للفاعل؛ چیره و غالب بر تو و فروگیرنده. ( منتهی الارب ).