اعساج

لغت نامه دهخدا

اعساج. [ اِ ] ( ع مص ) خمیدن دررفتار از پیری. یقال: «اعسج الشیخ؛ ای مضی و تعوج کبراً». ( منتهی الارب ). اِعسِجاج. یقال: «اعسج الشیخ؛ مضی و تعوج کبراً». ( متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ).

جا زدن یعنی چه؟
جا زدن یعنی چه؟
نرده یعنی چه؟
نرده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز