لغت نامه دهخدا
اشتماذ. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) زدن قچقار سرین ماده را تا بلند کند پس برجهد بر وی. یقال: اشتمذ الکبش؛ اذا ضرب الالیة حتی ترتفع فیسفد. و یقال من الکباش ما یشتمذ، و منها ما یغل و الغل ان یسفد و لایرفع الالیة. ( منتهی الارب ). و در اقرب الموارد چنین است: اشتمذ الکبش؛ ضرب الیةالانثی حتی ترتفع؛ یعنی قوچ دنبه ماده را زد تا آنرا بلند کند.