استمصال تصویر معنی استمصال مترادفها تملق، چاپلوسی لغت نامه دهخدا استمصال. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) شکم راندن دارو. ( منتهی الارب ). کار کردن کارکن. کلمات مرتبط استئباط تفریب استئخاذ استقفال استئماء استئمام گزارش محتوای نامناسب