ابن عطیر
لغت نامه دهخدا
ابن عطیر. [ اِ ن ُ ع ُ طَ ] ( اِخ ) فرزند عطیر، حکمران رها. نصرالدولةبن مروان رها راتسخیر کرد و عطیر را بکشت و سپس بشفاعت صالح بن مرداس این شهر را به ابن عطیر بازداد و او در حدود سال 420 هَ.ق. آنجا را بطاغیه روم واگذاشت و این امر سبب وقوع محارباتی چند میان ابن مروان و روم گردید.
فرهنگ فارسی
فرزند عطیر حمکران رها
جمله سازی با ابن عطیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مؤلف بزرگ تاریخ، ابن عطیر، در نوشتههای خود با دقت بسیار زیادی به بررسی وقایع مهم سیاسی و اجتماعی دورانهای مختلف زندگی مردم پرداخته است.
💡 پژوهشگران تاریخ اسلام برای درک دقیقتر تحولات فرهنگی و علمی قرون گذشته، همواره به آثار و تحلیلهای ارزشمند نوشته شده توسط ابن عطیر استناد و ارجاع میکنند.
💡 کتابهای نوشته شده توسط ابن عطیر شامل جزئیات بسیار زیادی از زندگی روزمره و ساختارهای حکومتی است که به محققان کمک میکند تصویر روشنتری داشته باشند.