ابن عطار
لغت نامه دهخدا
ابن عطار. [ اِ ن ُ ع َطْ طا ] ( اِخ ) ابوالخیر مسیحی بن ابی البقا. طبیب نصرانی نیلی. او بزمان ناصر خلیفه عباسی میزیسته و طبیب مخصوص خلیفه بوده. وفات به بغداد608 هَ.ق. قفطی صاحب تاریخ الحکما چنانکه خود گوید در طب شاگرد او بوده.
ابن عطار. [ اِ ن ُ ع َطْ طا ] ( اِخ ) ابوالقاسم. ادیب و شاعر اندلسی اشبیلی، معاصر با فتح بن خاقان مؤلف قلائدالعقیان.
ابن عطار. [ اِ ن ُ ع َطْ طا ] ( اِخ ) ابوعبداﷲ قرطبی. شاعر. اکثر عمر خویش بسیاحت بلاد گذرانیده و چندی در تونس بوده است.
فرهنگ فارسی
ادیب و شاعر اندلسی اشبیلی
دانشنامه آزاد فارسی
ابن عطّار (قرن ۶ و ۷ق)
(ابوالخیر مسیح بن ابوالبقا) پزشک مسیحی. در دورۀ خلافت ناصر لِدین الله (۵۷۵ـ۶۲۲ق)، سی وچهارمین خلیفۀ عباسی، زندگی می کرد و پزشک مخصوص او بود.
جمله سازی با ابن عطار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تا ز شرم رخ چون آتش تو آب شود از چمن، گل شد و در کورهٔ عطار بسوخت
💡 ایستگاه عطار، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان فیروزه در استان خراسان رضوی ایران است.
💡 عطار گفت: مرا نزديك آن حضرت ببريد اگر اجازه داد زهى سعادت و گرنه هيچ ؟!
💡 چون دل عطار پر جوش آمد از سودای عشق خون به سر بالا گرفت و چشم او پیمانه شد
💡 دل چو بشناخت که عطار درین راه بسوخت از پی پیر قدم در پی عطار نهاد
💡 تمثیل شجر طور را پیش از شبستری، عطار نیز بهکار بردهاست و پس از او هم دیگران بسیار به آن استناد کردهاند.