یغرت

مترادف‌ها

می‌فریبد، گول می‌زند

متضادها

صادق است

لغت نامه دهخدا

یغرت. [ ی ُ غ ُ ] ( ترکی، اِ ) یغورت. ماست. جغرات. ( ناظم الاطباء ). به لهجه آذری، جغرات. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به جغرات و ماست شود.

فرهنگ فارسی

ماست جغرات