یرم. [ ی َ ] ( اِ ) قسمی از ساز مانند بربط که دارای شکم بزرگی است و تارهای آن برنجین و آن را با کمان می نوازند. ( ناظم الاطباء ). بربط. ( یادداشت مؤلف ). || کسی که این ساز را می نوازد. ( ناظم الاطباء ).
یرم. [ ی ِ ] ( اِ ) نوعی کشتی قدیم معمول در مدیترانه شرقی. ( یادداشت مؤلف ).
نوعی کشتی قدیم معمول در مدیترانه شرقی
[ویکی الکتاب] معنی یَرْمِ: تهمت بزند (رمی به معنای انداختن تیر به طرف دشمن، و یا به طرف شکار است. اصطلاحاً به تهمت زدن هم اطلاق می شود چون تهمت زننده که بی گناهی را متهم میکند، مانند کسی میماند که شخصی را بدون اطلاع با تیر بزند و به نامردی از پای در آورد.جزمش به دلیل جواب...
معنی بَرِیءٌ: بیزار- جدا از چیزی (درجمله "یَرْمِ بِهِ بَرِیئاً "یعنی گناهی را به کسی که نسبتی با آن نداشته نسبت بدهد)
ریشه کلمه:
رمی (۹ بار)