یرقود
مترادفها
میخوابند، چرت میزنند
متضادها
بیدار بودن، بیدار شدن
لغت نامه دهخدا
یرقود. [ ی َ ] ( ع ص ) مرد بسیارخواب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مرد پرخواب. ( ناظم الاطباء ).
میخوابند، چرت میزنند
بیدار بودن، بیدار شدن
یرقود. [ ی َ ] ( ع ص ) مرد بسیارخواب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مرد پرخواب. ( ناظم الاطباء ).