یخ برف منجمد
مترادفها
یخ، انجماد
فرهنگستان زبان و ادب
{firn ice, iced firn} [زمین شناسی] مخلوطی از یخ و یخ برف
جمله سازی با یخ برف منجمد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در طول زمستانهای بسیار سخت، لایهای ضخیم از یخ برف منجمد تمام سطح جادههای کوهستانی را پوشانده و تردد خودروها را بسیار دشوار و خطرناک کرده بود.
💡 کوهنوردان باید با دقت بسیار زیاد از روی یخ برف منجمد عبور کنند تا مبادا بر اثر لیز خوردن و سقوط، دچار آسیبهای جانی و جسمی جدی شوند.
💡 با گذشت زمان و با طلوع خورشید، لایههای یخ برف منجمد که در شب ایجاد شده بودند، به آرامی شروع به ذوب شدن و تبدیل شدن به آب کردند.