یحیر
مترادفها
سرگردان شدن، حیرتزده شدن، گیج شدن
متضادها
آرام گرفتن، ثبات
لغت نامه دهخدا
یحیر. [ ی َ ] ( اِخ ) شهری است در یمن، بطنی از کنده و بطنی دیگر از حمیر در این شهر یافت شود. ( از معجم البلدان ).
سرگردان شدن، حیرتزده شدن، گیج شدن
آرام گرفتن، ثبات
یحیر. [ ی َ ] ( اِخ ) شهری است در یمن، بطنی از کنده و بطنی دیگر از حمیر در این شهر یافت شود. ( از معجم البلدان ).