کلمه «یبیس» در متون لغوی به گیاه خشک یا هر نوع ماده گیاهی خشک شده اشاره دارد و در منابعی مانند «منتهیالارب»، «آنندراج» و «ناظم الاطباء» آمده است. این واژه میتواند شامل انواع گیاهان، ترهها یا سبزیجاتی باشد که پس از خشک شدن قابلیت نگهداری طولانی پیدا میکنند. در کاربرد خاص، «یبیس» به ترهای که خشک شده و آماده پراکندن یا استفاده است نیز گفته میشود. علاوه بر گیاهان، اصطلاح «یبیس الماء» نیز آمده که به عرق خشک یا تبخیر شده اشاره دارد و در متون طب سنتی و گیاهدرمانی کاربرد داشته است. بنابراین «یبیس» هم مفهوم طبیعی و هم کاربرد عملی در حفظ و استفاده از گیاهان و عصارهها دارد. این واژه نشاندهنده تجربه عملی گذشتگان در خشک کردن گیاهان برای مصرف خوراکی، دارویی یا صنعتی است. در زبان امروز، معادل نزدیک آن «خشککرده گیاهان» یا «گیاه خشک» است.
یبیس
لغت نامه دهخدا
یبیس. [ ی َ ] ( ع ص ) گیاه خشک. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || هر گیاه خشک از تره و جز آن. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). هر نوع گیاه خشک. ( از اقرب الموارد ). || تره ای که بهترین آن خشک شده باشد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || تره ای که چون خشک گردد پراکنده شود. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
- یبیس الماء؛ خوی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). عرق. گویند جأت و علیها یبیس الماء؛ یعنی عرق که خشک شده باشد. ( از اقرب الموارد ).