یافتۀ اتفاقی

مترادف‌ها

کشف تصادفی

متضادها

یافتۀ عمدی

فرهنگستان زبان و ادب

{casual find} [باستان شناسی] کشف تصادفی و غیرعملی یک یافتۀ باستان شناختی به دست افراد غیرحرفه ای مانند چوپانان و گردشگران و کشاورزان

جمله سازی با یافتۀ اتفاقی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آن باستان‌شناس در حین حفاری در منطقه تاریخی، به یک یافتۀ اتفاقی بسیار ارزشمند دست یافت که تاریخ تمدن‌های باستان را به کلی تغییر داد.

💡 بسیاری از کشفیات بزرگ علمی در تاریخ بشر، در واقع یک یافتۀ اتفاقی در جریان انجام تحقیقاتی بودند که هدف اصلی آن‌ها چیز دیگری بوده است.

💡 پیدا کردن آن نسخه خطی قدیمی در کتابخانه متروکه، یک یافتۀ اتفاقی بود که باعث شد پژوهشگران بتوانند اطلاعات جدیدی از ادبیات قرن دهم پیدا کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران