یابسه
لغت نامه دهخدا
( یابسة ) یابسة. [ ب ِ س َ ] ( ع ص ) مؤنث یابس. خشک. ج، یابسات.
- اطعمه یابسة؛ غذاهای یابس.صاحب عقدالفرید آرد: آن که رطوبت بر بدن او چیره بود به اطعمه یابسه نیازمند باشد و آنها عبارتند از عدس و چغندر و پِشت ( سویق ) و هر غذایی که برشته و پخته و بریان شود و... ( عقدالفرید ج 8 ص 34 ).
یابسة. [ ب ِ س َ ] ( اِخ )جزیره ای است در دریای مدیترانه در نزدیکی اسپانیا. و رجوع به نخبةالدهر دمشقی ص 141 و الحلل السندسیة ج 1 ص 271 ج 2 ص 145 و تاج العروس و قاموس الاعلام ترکی شود.
فرهنگ فارسی
مونث یابس خشک
جمله سازی با یابسه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تغییرات اقلیمی و افزایش دما باعث شده است که بسیاری از مناطق نیمهگرمسیری به سمت مناطق یابسه و بیابانی حرکت کنند که پیامدهای سختی دارد.
💡 کشاورزان در مناطق یابسه برای بقای خود، ناچار به استفاده از سیستمهای آبیاری مدرن و مدیریت دقیق منابع آب زیرزمینی برای حفظ محصولات خود هستند.
💡 اکوسیستمهای یابسه برخلاف جنگلهای بارانی، تنوع زیستی بسیار متفاوتی دارند و گیاهان خود را با کمبود شدید رطوبت و دمای بالا سازگار کردهاند.