لغت نامه دهخدا
گیتی نکوه. [ ن ُ / ن ِ ] ( نف مرکب ) نکوه مطابق نسخ کهن سال به ضم اول اینجا به معنی سرکوبی و غلبه است نه سرزنش ولی در فرهنگها نیامده. ( حاشیه شرفنامه چ وحید ص 93 ):
همه کار شاهان گیتی نکوه
ز رای وزیران پذیرد شکوه.نظامی.
گیتی نکوه. [ ن ُ / ن ِ ] ( نف مرکب ) نکوه مطابق نسخ کهن سال به ضم اول اینجا به معنی سرکوبی و غلبه است نه سرزنش ولی در فرهنگها نیامده. ( حاشیه شرفنامه چ وحید ص 93 ):
همه کار شاهان گیتی نکوه
ز رای وزیران پذیرد شکوه.نظامی.
( صفت ) کوبنده و غلبه کننده بر جهان: همه کارشاهان گیتی نکوه زرای وزیران پذیرد شکوه. ( نظامی )