گوهر باریدن

لغت نامه دهخدا

گوهر باریدن. [ گ َ / گُو هََ دَ ] ( مص مرکب ) نثار کردن و پاشیدن گوهر. || بخشیدن گوهر. || کنایه از جوانمردی و کرم و سخاوت باشد. || کنایه از اشک ریختن. گریه کردن. گریستن. || کنایه از باران باریدن ابر. رجوع به گوهربار شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - پاشیدن گوهر نثار کردن جواهر ۲ - بخشیدن گوهر. ۳ - سخاوت داشتن کرم کردن. ۴ - ریختن قطرات ( ابر ) باریدن باران. ۵ - اشک ریختن.

جمله سازی با گوهر باریدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در آن شب افسانه‌ای، گویی از آسمان مهربان، گوهر باریدن آغاز شد و تمام زمین با درخشش خیره‌کننده سنگ‌های قیمتی پوشیده گردید.

💡 شاعر در اشعار خود با بیانی بسیار زیبا، از لحظه‌ای سخن می‌گوید که از سوی محبوب، گوهر باریدن و سخنان دلنشین آغاز می‌شود.

💡 افسانه‌ها می‌گویند که در آن سرزمین جادویی، با رسیدن فصل بهار، از میان ابرها گوهر باریدن آغاز می‌شود و طبیعت شکوفا می‌گردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران