واژه «گوهرآموده» در زبان و ادبیات فارسی به معنای چیزی است که با گوهر، جواهر و زیورهای گرانبها آراسته و زینت داده شده باشد و در حقیقت به اشیای مرصع، جواهرنشان و بسیار فاخر گفته میشود. این واژه از ترکیب «گوهر» به معنای جواهر و سنگ قیمتی، و «آموده» به معنای آراسته و زینتیافته ساخته شده است و مفهوم کلی آن «آراسته به گوهر» یا «جواهرنشان» است. در لغتنامه دهخدا، «گوهرآموده» به چیزی توصیف شده که با جواهر تزئین شده باشد و نمونههایی از اشعار نظامی نیز برای توضیح این معنا آورده شده است. برای مثال نظامی در توصیف شکوه و زیبایی لباسها و تاجهای پادشاهان از تعبیر «گوهرآموده تاجی» استفاده میکند تا ارزش، درخشندگی و عظمت آن را نشان دهد. این واژه بیشتر در متون ادبی، شعرهای کلاسیک و توصیف اشیای سلطنتی، لباسهای فاخر، تاجها، شمشیرها و وسایل گرانبها دیده میشود و کاربردی ادبی و هنری دارد. «گوهرآموده» علاوه بر معنای ظاهری، گاهی به صورت استعاره نیز به کار میرود و میتواند نشانه شکوه، زیبایی، ارزش و جلال باشد. در فرهنگ فارسی نیز این واژه با معناهایی مانند «گوهرآگین»، «گوهرنشان» و «مرصع» توضیح داده شده است که همگی به مفهوم آراسته بودن با جواهر اشاره دارند. از نظر ادبی، این واژه تصویری باشکوه و مجلل در ذهن خواننده ایجاد میکند و به همین دلیل شاعران کلاسیک فارسی علاقه زیادی به استفاده از آن داشتهاند. همچنین کاربرد چنین واژههایی نشاندهنده اهمیت هنر آرایش و زینت در فرهنگ درباری و ادبیات سنتی ایران بوده است. در مجموع، این کلمه واژهای ادبی و فاخر است که برای توصیف هر چیز بسیار زیبا، پرزرقوبرق و آراسته به جواهر و زینتهای ارزشمند به کار میرود.
گوهر اموده
لغت نامه دهخدا
( گوهرآموده ) گوهرآموده. [ گ َ / گُو هََ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آموده به گوهر. مرصع. جواهرنشان:
وآن نمطهای گوهرآموده
چرمهای دباغت آلوده.نظامی.گوهرآموده تاجی از سر خویش
با قبایی زدخل ششتر بیش.نظامی.
فرهنگ فارسی
( گوهر آموده ) گوهر آگین گوهر نشان مرصع: گوهر آموده تاجی از سرخویش با قبایی ز دخل ششتر بیش. ( نظامی )