لغت نامه دهخدا
گول حاج. ( اِ مرکب ) حاجی که پیاده به مکه معظم می رود. || حاجی جاهل به اعمال و رسوم حج. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به شعوری ج 2 ص 316 شود:
ارکان حج هر آنکه ادا کرد حاجی است
بسیار حاجی است که گشتند گول حاج.( از شعوری ).رجوع به گول شود.
گول حاج. ( اِ مرکب ) حاجی که پیاده به مکه معظم می رود. || حاجی جاهل به اعمال و رسوم حج. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به شعوری ج 2 ص 316 شود:
ارکان حج هر آنکه ادا کرد حاجی است
بسیار حاجی است که گشتند گول حاج.( از شعوری ).رجوع به گول شود.
حاجی که پیاده به مکه معظم می رود. و نیز حاجی جاهل به اعمال و رسوم حج.