گوش پیچ دادن

مترادف‌ها

بی‌محلی کردن، بی‌توجهی کردن، نشنیدن، نادیده گرفتن

متضادها

صداقت، راستگویی، روبرو شدن، مواجهه

فرهنگ معین

(دَ ) (مص م. ) تنبیه کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) پیچاندن گوش کسی برای تادیب او گوشمال دادن: و گرنه چنانت دهم گوش پیچ تودانی که هیچی و کمتر ز هیچ. ( نظامی )

ویکی واژه

تنبیه کردن.

کلمات مرتبط