گورسان

لغت نامه دهخدا

گورسان. ( اِ مرکب ) مخفف گورستان. ( فهرست ولف ):
بر این دشت من گورسانی کنم
برومند را شورسانی کنم.فردوسی.یکی گورسان کرد از آن دشت کین
که جایی ندیدند پیدا زمین.فردوسی.ز گودرزیان روز جنگ و نبرد
چنان گورسانی پدیدار کرد.فردوسی.

فرهنگ عمید

= گورستان

فرهنگ فارسی

( اسم ) گورستان قبرستان: یکی گورسان کرد ازان دشت کین که جایی ندیدند پیدا زمین.
مخفف گورستان.

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
قیز یعنی چه؟
قیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز