گنگل زدن

لغت نامه دهخدا

گنگل زدن. [ گ َ گ َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) ظرافت کردن. ( انجمن آرا ). مزاح و مسخرگی کردن:
یاد باد آن شب که در بیت الحرام
خلوتی کردیم با یاران به هم
باده میخوردیم و گنگل می زدیم
زاول شب تا به وقت صبحدم.نزاری ( از رشیدی و جهانگیری ).

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز