لغت نامه دهخدا
گندای. [ گ َ ] ( نف ) هر چیز گندیده که از آن بوی بد برآید. ( ناظم الاطباء ). رجوع به گندا شود.
گندای. [ گ ُ ] ( ص، اِ ) فالگو. فالگیر. رمال. ( از ناظم الاطباء ).
گندای. [ گ َ ] ( نف ) هر چیز گندیده که از آن بوی بد برآید. ( ناظم الاطباء ). رجوع به گندا شود.
گندای. [ گ ُ ] ( ص، اِ ) فالگو. فالگیر. رمال. ( از ناظم الاطباء ).