گله گزاری
مترادفها
شکایت، گله، ملامت، اعتراض
متضادها
ستایش، سپاسگزاری، تعریف
لغت نامه دهخدا
گله گزاری. [ گ ِ ل َ / ل ِ گ ُ ] ( حامص مرکب )شکایت کردن به دوستی یا دیگری. شکایت نرم و ملایم.
فرهنگ معین
(گِ لِ. گُ ) (حامص. ) شکایت کردن، شکوه کردن.
فرهنگ فارسی
شکایت گله: خورشید در گله گزاریهایش باز شده بود...
ویکی واژه
شکایت کردن، شکوه کردن.