شکایت بردن

لغت نامه دهخدا

شکایت بردن. [ ش ِ ی َ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) گله کردن. شکوه نمودن. اظهاردرد و شکایت کردن. ( از یادداشت مؤلف ):
از دشمنان برند شکایت بدوستان
چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم ؟سعدی.چه دشمنی که نکردی چنانکه خوی تو باشد
به دوستی که شکایت به هیچ دوست نبردم.سعدی.سعدی ز دست دوست شکایت کجا برم
هم صبر بر حبیب چو صبر از حبیب نیست.سعدی.پسر از بی طاقتی شکایت پیش پدر برد. ( گلستان ).
از دشمنان برند شکایت به نزد دوست
چون دوست دشمن است شکایت کجا برم ؟اظهری ( از امثال و حکم ).

فرهنگ فارسی

گله کردن شکوه نمودن

جمله سازی با شکایت بردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 محمد صادقی تهرانی، مرجع تقلید نوگرا و مفسر قرآن نیز نامه‌ای در پاسخ به اظهارات مشایی منتشر کرد و در پایان با شکایت بردن به خداوند و امام زمان اعلام کرد: «ابقاء رحیم مشایی در هر سمتی حرام است.» هرچند برخی صدور چنین سخنانی از سوی رحیم مشایی را عادی تلقی کرده‌اند. در همین حال خبرگزاری ایرنا در دفاع از مشایی در صفحهٔ اصلی خود از وی با عنوان «پهلوان»، «اسطوره»، «متفکر»، «بزرگ»، «تهذیب نفس»، و «ساده زیست» یاد کرد و منتقدانش را «رانده از عقل و باطل» دانست.

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز