گزنند تصویر معنی گزنند مترادفها انتخاب کنند، برگزینند لغت نامه دهخدا گزنند. [ گ َ ن َن ْ ] ( اِ ) جوال پرکاه. ( برهان ) ( آنندراج ). جوال کاه. ( رشیدی ). کلمات مرتبط اشنوا مزگه پسنگک عجانس انگوتین گزارش محتوای نامناسب