گریزنوشی

مترادف‌ها

طفره رفتن، دوری، گریز

متضادها

پایداری، ایستادگی

فرهنگستان زبان و ادب

{escape drinking} [اعتیاد] مصرف الکل برای فرار از یک موقعیت یا خُلق ناخوشایند

ویکی واژه

مصرف الکل برای فرار از یک موقعیت یا خُلق ناخوشایند.

کلمات مرتبط