گردن کلفتی
مترادفها
گردن ضخیم
متضادها
فروتنی، تواضع
لغت نامه دهخدا
گردن کلفتی. [ گ َ دَ ک ُ ل ُ ] ( حامص مرکب ) زورگویی. قلدری. و رجوع به گردن کلفت شود.
فرهنگ فارسی
۱ - ستبر گردنی. ۲ - نیرومندی قوت. ۳ - قلدری زورگویی.
گردن ضخیم
فروتنی، تواضع
گردن کلفتی. [ گ َ دَ ک ُ ل ُ ] ( حامص مرکب ) زورگویی. قلدری. و رجوع به گردن کلفت شود.
۱ - ستبر گردنی. ۲ - نیرومندی قوت. ۳ - قلدری زورگویی.