گذار مجاز
مترادفها
عبور مجاز
فرهنگستان زبان و ادب
{allowed transition} [فیزیک] گذار از یک حالت کوانتومی به حالتی دیگر که بنا بر قاعده های گزینش امکان پذیر است
ویکی واژه
گذار از یک حالت کوانتومی به حالتی دیگر که بنا بر قاعدههای گزینش امکانپذیر است.
جمله سازی با گذار مجاز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نویسنده در این اثر ادبی، از تکنیک گذار مجاز برای انتقال احساسات عمیق شخصیتها از یک وضعیت روحی به وضعیت دیگر در طول داستان استفاده کرده است.
💡 در تحلیلهای روانشناختی، مفهوم گذار مجاز میتواند به معنای عبور ذهنی از یک مرحله از بلوغ به مرحلهای دیگر بدون تغییرات فیزیکی آشکار باشد.
💡 برخی معتقدند که در شعر نو، گذار مجاز میان تصاویر بصری و مفاهیم انتزاعی، زیبایی و پیچیدگی بیشتری به اثر هنری میبخشد و خواننده را درگیر میکند.